ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

298

تاريخ گيلان ( فارسى )

ذو القدر كه حاكم مراغه بود ، سپردند 24 / 7 - مير عمر پيره بازارى 24 / 8 - چون به شهر شماخى مىرسد ، از احوال سلطان مظفر - حاكم دربند شيروان - كه صبيهء كريمه شاه اسمعيل را در حباله نكاح آورده بود و با مظفر سلطان - والى گيلان - باجناق بود . 24 / 15 - بيت : چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار 26 / 6 - بىگمان 26 / 13 - دربارهء مظفر سلطان ذخيره داشت 26 / 14 - تخته كلاه بند 26 / 15 - وشاق 27 / 3 - گوسير 27 / 4 - سنهء ثلاث و اربعين و تسعمايه 27 / 12 - اين است درين دير محن كار جهان 27 / 13 - واى مهان 28 / 4 - والى گيلان 28 / 6 - هرج و مرج ملوك طوائف بود كه امير سلطان محمد كهدم . . . 28 / 9 - تأمين خاطر رسانيدند ، نواب سپهر ركاب شاهى ، شاه حاتم مومى اليه را به حسن بيك ذو القدر كه حاكم مراغه بود سپردند پيرعمر پير بازارى چون به شهر شماخى مىرسد ، از احوال مظفر سلطان - والى دربند - ولد شيخ شاه حاكم شروان و تبرسران كه كريمهء نواب جنت مكان فردوس آستانى در حبالهء نكاح او بود و با مظفر سلطان - والى گيلان بيه‌پس - باجناق بود بيت : قضا چون ز گردون فرو هشت پر * همه زيركان كور گشتند و كر آنجا كه قضا خيمهء تقدير زند * كس نتواند كه لاف تدبير زند . ناگهان دربارهء مظفر سلطان ذخيرهء خاطر مبارك داشت تخته كلاه دوستاق گرمسير سنهء ثلاثين و تسعمايه اين است درين جهان دون كار مهان واى كهان والى گيلان بيه‌پس هرج و مرج ملوك طوائف بود و هميشه سرداران و سپه‌سالاران بيه‌پس لشكر به بيه‌پس آورده غارت و تالان مىكردند و اسير مىبردند بنا به تظلم و بيدادى حاكم بيه‌پس ، اميره سلطان محمد كوهدم . . . تسلى خاطر